Sunday, May 11, 2014

ساعت امین

احتمالا تا بحال برای شما پیش نیامده است که امین ساعتش را خانه‌تان جای بگذارد. امین یک عادتی دارد، هروقت میاید خانه ما ساعتش را جای میگذارد و می‌رود. معمولا من فردایش ساعت را برایش می‌برم، یکبار هم ساعتس سه روز و دو شب در اتاق من وقت تلف کرد. امیدوارم هیچگاه پیش نیاید که ساعت امین بیشتر از 59 دقیقه پیشتان باشد. شاید بگویید دارم زیاده‌گویی میکنم، اما باور کنید، ساعت امین بدترین چیزی‌ است که امین عادت به جا گذاشتن آن در خانه ما دارد. ساعت امین هر یک ساعت بانگی در می‌آورد، نُفِخَ فِی الصورِ. ساعت امین انگار نماینده امین در خانه ماست، صدایی در می‌آورد که حضور امین را در زاویه اتاق تداعی میکند. انگار که امین چهارزانو دارد مرا می‌پاید، لقمه‌هایم را می‌شمارد و در دفترچه‌اش می‌نویسد. ساعت امین هر یک ساعت صدایش در‌می‌آید، فحشی در می‌کند که بدبخت یک ساعت دیگر نیز گذشت، اما من نیازی به این هشدارها ندارم. در واقع اهمیتی به این قضیه نمی‌دهم. چه فرقی برایم میکند که یک ساعت گذشته است یا دو ساعت، بلاخره می‌گذرد. اهمیتی زیادی هم نمی‌دهم که چگونه گذشت، خوش بگذرد کافیست. گاهی ساعت امین هر 5 دقیقه صدایش در‌ می‌آید، نه اینکه ساعت امین زمان را فراموش کرده باشد، من ساعت خودم را تنظیم کرده‌ام که زودتر بگذرد، یک ساعت بشود 5 دقیقه و دو ساعت بشود 10 دقیقه، و اینگاه است که ساعت امین اعصابتان را خورد می‌کند. هی می‌گویید برگرد، ریست کن، ساعتت را درست کن، سیخت می‌زند و کرم می‌ریزد. همه می‌دانند، وقتی پاهایتان را جلوی بخاری دراز می‌کنید، دوست ندارید کسی برای نان خریدن شما را مجبور به پوشیدن پوتین‌هایتان کنند.